زلف هـندو

یک وقت هایی هست هر چقدر هم که بخواهی ادای آدم های شاد را در بیاوری، شادابی چند وقت پیشترت را داشته باشی،بخندی،مجلس گرم کنی هایت را ادامه دهی ؛ هر چقدر سرت را با لاک زدن ها و ... گرم کنی،آهنگ های شیش و هشت برایت بگذارند و ... اما تهش وقتی به این فکر می کنی که روی همین مبلی که تکیه زده ای همین چند وقت پیش آدمی نشسته که حالا زیر خروارها خاک به خواب ابدی فرو رفته،چهار ستون بدنت می لرزد و بی امان اشک می ریزی

فهیمه جاوری