زلف هـندو

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

پا می شوی با "ز" می روی دنبال انجام کاری .توی راه یکی به تو تنه می زند یکی که از این دختر بچه دبیرستانی هاست که سر تا پایش  را فرم مدرسه پوشانده فقط یک شال به سر کرده و تو می دانی صبح این شال را گذاشته توی کیفش و وقتی زنگ مدرسه شان خورده توی آب خوری مقنعه اش را با شال عوض کرده و شاید هل هلی کمی رژ زده و حالا فکر می کند مرکز توجه است 
پا می شوی با "ز" می روی دنبال انجا کاری .توی راه دو تا پسر بچه ی ۱۶ ۱۷ ساله ایستاده اند و با کمال افتخار سیگار می کشند انگار که با این سیگار می خواهند عرض اندام کنند 
عمق فاجعه این جاست:
دختر شال به سر با پسر سیگار به لب دست می دهد
من همه اش را به این فکر می کنم که آینده ی این دوتا چه می شود 
آینده ی جامعه ام که اینها آینده سازانش هستند!

فهیمه جاوری

از جمله سرگرمی های ما همین رفیق شفیقمان است که عادت دارد هر از چند گاهی دو سه روزی را خودش به یک بهانه ای قهر کند و خودش هم در آشتی پیش قدم شود و همه چیز گل و بلبل شود...از جمله استدلالات این رفیق شفیقمان این است که آدم با قهر قدر همدیگر را می داند...قهر خوب است اما دعوا نه !در دعوا آدم پل های پشت سرش را خراب می کند اما در قهر نه!!!

و من درگیر این استدلالم

فهیمه جاوری