زلف هـندو

ما آدم ها علی الاصول موجودات جالبی هستیم،هر روز که می گذرد به یکی از ابعاد این جالب بودن پی می برم و بعد زیاد از حد خوشحال می شوم که چقدر ما جالبیم!

یک نمونه از این جالبیت(!):

این حساییت ها و غیرت ها و جوش آوردن هاست،این موجودات احساس مسئولیت خاصی نسبت به برخی از هم نوعان خود دارند،کسی به این هم نوع خاص چپ نگاه بکند می زنند فکش را می آورند پایین،حالا اگر این جنس خاص،مخالف باشد و از نوع مونث چند تا نگاه چپ چپ هم به همین جنس خاص می اندازند به نشانه ی اعتراض(یعنی تقصیر خودت هم هست)که این مورد آخری اختصاص دارد به یک نوع از سه نوع مردها!!!

از این جا به بعد قضیه خیلی جالب است،موجودی به نام انسان برای خودش این حق را قائل است که نزدیک ترین هایش را هرجور بخواهد اذیت کند،آزار برساند ولی کافیست یک نفر به غیر از خودش یا حالا با کمی مسامحه یک نفر غریبه تر کمی آن هم فقط کمی چپ چپ نگاه کند،به یقین غوغا خواهد شد و این رگ غیرت خیزش پیدا خواهد کرد

درست مثل مردهایی که زن هایشان را تا می توانند کتک می زنند اما هیچ کس دیگری حق ندارداندک توهینی به سرکار علیه نثار کند،درست مثل دوست پسرهایی که دوست دخترشان را مسخره می کنند،بی محلی می کنند ولی هیچ پسر دیگری حق صحبت کردن ساده هم با این دختر خانم ندارد،درست مثل حکومتی که ملتشان را در خفقان اطلاعاتی-جاسوسی قرار داده اما در بعد بین المللی در نشست های دفاع از مردم بی گناه شرکت می کند و اصلا برخی از کشورها شرط شرکت خود در این نشست را حضور همین دولت می دانند،مثل زن هایی که مردهایشان را توی منگنه می کنند اما بهشان بر میخورد یک نفر یک چیزی این وسط از زبانش در برود بگوید.مثل آن دوست دخترهایی که دوست پسرشان را کلی فحش می دهند اما اگر یک نفر پیدا شود بگوید ول کن بابا طرف فلانه بهمانه سریع از این قیافه مظلومها بگیرد و آقای دوست پسر را تصور کند و با یادش  یک عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزم خیلی کشیده ی از ته دل هم تقدیم کند و بگوید نگو اینطوری هر چی باشه دوسش دارم،جوری که مخاطب از شدت سردرگمی بخواهد کله اش را محکم بکوبد به دیوار! 

معایب و مزایایش را کاری ندارم،اما این درد است که غیرتمان فقط فقط در برابر شخص ثالث باشد،پس خودمان چی؟!خودمان که باید احساس مسئولیت کنیم؟بزنیمش و نگذاریم دیگران بزنندش؟؟؟منطقی است؟!!!


 

فهیمه جاوری